نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
78
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
نمونهء ديگر و ما براى اثبات حقايق ياد شده از چگونگى احوال گياه بهرهگيرى مىنمائيم و مىگوئيم آنگاه كه گياه سبز و خرم و با نشاط است حاكى از نيرومندى و زندگى و سرعت نمو و رشد آنست ؛ و آنگاه كه رو به زردى مىگذارد دليل بر آنست كه عارضهاى بدان دست داده و بيمار شده است به همين نسبت هرگاه رخسارها برافروخته گردد حاكى از نوع عارضهاى است كه براى آنها پيش آمده است از قبيل شرمندگى و بيم و سرور و يا ناراحتى و اندوهناكى . وحدت الوان و هرگاه اتحادى در رنگها مشاهده شود دليل بر آنست كه حال سالك رو به استقامت و جمعيت گذارده و هرگاه رنگها اجتماع كرده و در يك حال اختلاطى براى آنها دست داده است اين حال حال تلوين است و اينك هرگاه رنگ سبز استمرار و استقامت داشته باشد دليل بر تمكين خواهد بود و رنگ سبز آخرين رنگى است كه باقى مىماند و از بركت همين رنگ است كه ترقيها براى سالك بوجود مىآيد و برقهاى درخشان باطنى جهان باطن او را منور مىسازد . در عين حال رنگ سبز هم بيرون از صفا و كدورت نبوده چنانچه هرگاه تيرگيهائى بر وجود عاريتى چيره شد كدورت آن ظاهر خواهد شد .